الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

66

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)

فرمود : « سپس پيمان براى پيامبران گرفت و پس از اين كه گفت : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ فرمود : اين محمّد صلى الله عليه و آله و سلم رسول خدا و اين علىّ اميرالمؤمنين است ؟ گفتند : آرى . پس نبوّت براى ايشان ثابت شد و بر پيامبران اولوالعزم پيمان گرفت و فرمود : بدانيد كه من پروردگار شمايم و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم رسول خدا و على عليه السلام اميرمؤمنان و اوصياى پس از او واليان امر و خزانه داران علم منند و مهدى عليه السلام كه بدان وسيله دين من يارى مىشود و دولت من پيروز مىگردد و از دشمنانم انتقام گرفته مىشود و به وسيلهء او مرا خواه و ناخواه مىپرستند ! آنها در مقابل گويند : پروردگارا ما اقرار داريم و گواهى مىدهيم در حالى كه آدم انكار نورزيد ولى اقرار هم نكرد پس اهميت اين پنج تن در مهدى عليه السلام تثبيت شد امّا آدم تصميمى بر اقرار نداشت و اين است قول خداى عزّوجلّ : « وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً » . « 1 » فرمود : « تنها منظورش اين است كه او را واگذارد ، سپس به آتش دستور داد پس شعله ور شد و به اصحاب شمال فرمان داد : وارد آتش شويد ! از آتش وحشت كردند ولى به اصحاب يمين فرمود : وارد شويد ! پس وارد شدند در حالى كه بر آنها سرد و سلامت گشت . اصحاب شمال گفتند : پروردگارا ! ما را بازگردانيد ! خطاب رسيد ! بازگرداندم برويد ! اكنون وارد شويد ! باز وحشت كردند ، از آنجا طاعت ، معصيت و ولايت تثبيت شد . » . « 2 »

--> ( 1 ) - طه / 115 : پيش از اين از آدم پيمان گرفته بوديم ، اما او فراموش كرد و عزم استوارى براى او نيافتيم . ( 2 ) - بصائرالدّرجات : ص 70 .